فرشته مهربون من ومحمود : آناهیدفرشته مهربون من ومحمود : آناهید، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 14 روز سن داره

آناهید مهربون

یلدا 92

دومین یلدای زندگیت شادباش: دخترک شیرینم . . . شب یلدا خیلی شاد بودی وپا به پای ما تا ساعت 3 بیدار بودی! لباساتو که عوض میکردم خوشحال میشدی وبرامون قر میدادی(چرا اینجا آیکون قر نیست؟)        و اینم عکس یلدای 91 و92  نانای ما   یلدای 91:یه دخمل تپلی خوشمزه وناز یلدای 92:یه خانم بینهایت شیرین وبا شخصیت ومهربون که منو دیوونه خودش کرده..  الهی که سالهای سال در کنار تو _ عشق شیرینمون و امید زندگیمون_ شاد باشیم وسلامت..    ...
2 دی 1392

اندر احوالات 16 ماهگی

 وقتی من توی آشپزخونه بودم وبابایی پای کامپیوتر وشما مشغول بازی . .  یهو دیدم رفتی اون بالا...کلی ذوقتو کردم ..میدونی از کجا فهمیدم مشغول شیطونی هستی ؟همیشه وقتی تنهایی و یه جای جدیدو کشف میکنی یه آوازی میخونی وما میفهمیم یه چیز جدید به کشفیاتت اضافه شده ..اون آواز یه چیزی شبیه اینه! ا د دد د.....ا د دد د (همه با فتحه و ریتم دار )همراه خوندن اون کمر خوشگلتم میچرخونی ونانای میکنی  خانم طلایی     ...
29 آذر 1392

16ماهگی

  شیطنت های دخملی  وقتی کمد کتابای مامانی رو کشف کرده !  با شنیدن صدای داد مامانی داری لیوان خودکارامو میذاری سر جاش دختر گل من !   ...
25 آذر 1392

اولین روز آذر ماه

  یک عدد نانازی حموم رفته با موهایی که چند دقیقه پیش کوتاه شدن! آناهید این خرسی جون ش رو خیلی دوست داره .از 3ماهگیش باهاش حرف میزده! هر وقت میبیندش محکم بغلش میکنه وبه خودش میچسبوندش!   ...
1 آذر 1392